روزی که به خاطر زنده نگاه داشتن نام شهدا فحش شنیدم - بهار امید
X
تبلیغات
رایتل
بهار امید
نشریه اینترنتی کانون مسجد امام حسن عسگری- قم
نگارش در تاریخ پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 توسط خادم الشهدا
در سال ۵۹، هواپیماهای رژیم بعث عراق با هجوم بی رحمانه و ددمنشانه خودشان به آسمان کشور عزیزمان و بمباران شهرهای مختلف جنگ نابرابر تحمیلی ۸ ساله ای را علیه ایران ما رقم زدندو از همان ابتدا عده زیادی از هموطنانمان در جبهه های جنگ حضور یافتند و به مبارزه و مقابله با این هجوم پرداختند و رشادت ها و جان فشانی ها کردند تا ما نسل سومی ها تا آخر عمرمان مبهوت آن چه که در ۸ سال دفاع مقدس گذشت بمانیم.
بسیاری از هم نسل های من یا آن دوران هنوز چشم به جهان نگشوده بودتد و یا بسیار کوچک بوده اندو موفق به درک واقعی از جنگ تحمیلی نشده اند.
سال 84 بود که توفیق حضور در کربلای شلمچه و اگر شهدا لایق بدانند افتخار خادمی در این منطقه را پیدا کردم و آنجا بود که اطلاعات گسترده ای در خصوص دلیرمردی ها، سادگی ها، شجاعت ها ، ایثار ها، جوان مردی ها و ولایت مداری های شهدا و جانبازان را بدست آوردم وعلیرغم بدست آوردن این اطلاعات وسیع متوجه شدم که از شهدا هیچ نمی دانم وتازه فهمیدم که من کجا هستیم وآن ها کجا!  

همان سال بود که در دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ(علامه طباطبایی قدیم) واقع در چهارراه شهدا پذیرفته شدم و تا امروزکه حدود۷ سال ازآن ورود می گذرد مقاطع مختلف تحصیلیم را در همین چهارراه سپری کرده و حتی امروزه دفترکاری من نیز در گوشه ای ازهمین میدان قرار داردو به نوعی بخش اعظمی از زندگی من در گوشه های مختلف این میدان سپری شده است.
خردادماه سال90 بود که به دلیل همین عبورومرور چندین وچندساله در میدان وخیابان شهدا تصمیم گرفتم که گزارشی با تیتر"مراقب باشیم شهدا، صفاییه نشود" بنویسم تا این خیابانی را که بسیاری از مردم سراسر کشور تنها اسم آن را شنیده اند برایشان توصیف کنم ودر ضمن این توصیف نیز از مسوولین بخواهم تا برای اوقات فراغت جوانان برنامه ریزی داشته باشند و مهم تر از همه اینکه با توجه به اینکه زنده نگه داشتن یادشهدا کمتر از شهادت نیست، تلنگری به خودم وهم سن وسال هایم وارد کنم که یادمان باشد اسم زیبای این خیابان شهداست وما نباید خون هایی که در این خیابان برای انقلاب اسلامیمان ریخته شده را فراموش و این محل را تبدیل به نمایشگاه مانکن های زنده کنیم!
پس از انتشار این گزارش، سایت های مختلف خبری وبرخی از روزنامه های سراسری هرکدام براساس خط و مشی خود این سوژه را منعکس کردندو بعضی انحرافاتی در این گزارش ایجاد کردند و برداشت شخصی خود را همراه با آن بیان کردند و برخی دیگر از دوستان بالاترینی، فیس بوکی و وبلاگ نویسشان هم حتی نتوانستند از کنار این گزارش به سادگی عبور کنندو موضوع گزارش را با در نظر گرفتن همان القائات سایت های خبری ضدانقلاب به گونه ای دیگر منعکس کردندو رنگ و بوی شهدایی وتاکیدی که این گزارش برلزوم زنده نگاه داشتن یاد شهدا داشت را کم و تیتری با عنوان "انتقاد خبرگزاری فارس از راه رفتن جوانان در یکی از خیابان های قم" را برای تحریف اهداف واقعی این گزارش برگزیدند. 
دیگرانی هم آمدند وگزارش را کامل نخوانده وفقط براساس مشاهده تیترتحریف شده نظردادند و عده ای دیگرهم خوانده و شاید ناراحت از اینکه نگارنده گزارش به خیابان گردی های بی مورد ووقت گذارنی های بی سود انتقاد کرده و خواستار برنامه ریزی مسوولین برای قشر جوان شده شده، در ذیل خبرمندرج این گزارش در سایت ها و وبلاگ ها تهمت هایی  زدند که وابسته به نهادیا شخصی است وبرهمین اساس هم فحش هایی را به جای استدلال در این خصوص نثار کردند تا به زعم اینجانب تلاش کنند از گام برداشتن دیگر خبرنگاران در این مسیرو نوشتن یادداشت های اینچنینی جلوگیری کنند غافل از اینکه بعد از این گزارش بسیاری از سایت های خبری، وبلاگ های مذهبی و شهدایی وخبرنگاران ارزشی به میدان مبارزه با فحش دهندگان  و رسانه های تحریف کننده واردشدند و به وضعیت خیابان صفاییه وانتقاد از پوشش بسیاری از جوانان در این خیابان در قالب های یادداشت، گزارش خبری و تصویری پرداختند و از گزارش فارس تقدیر کردندو بحمدالله با مروری درفضای مجازی می توان گفت که امروزه اینگونه گزارش ها به برکت خون شهدا در حال باب شدن است. 
در روزهای اخیر یکی از دوستان تماس گرفت که روزنامه19 دی ویژه نامه ای را با عنوان"صفاییه" چاپ کرده و بعد ازگذشت نزدیک به دوسال از درج گزارش صفاییه گردی، آنرا ناقص منعکس کرده و پی نوشتی هم خطاب به تو زده است.  
به محض دیدن این ویژه نامه وفارغ از اینکه پی نوشت به گزارشم چه بود یادجمله ای از استاد داستانی در نشست هم اندیشی اصحاب رسانه قم با مسئولان بنیاد شهید افتادم که گفته بودند "مطبوعات استان دچارسیر قهقرایی و مرگ تدریجی شده اند. " 
البته ایشان به مشکلات مالی روزنامه های بخش خصوصی و مستقل هم برای توجیه کردن نپرداختن به موضوع شهادت وحذف صفحه"خاکریز"از این نشریه اشاره کرده بودند که باچاپ این ویژه نامه به نظر می رسد این مشکلات مرتفع شده است!  
اگرچه در جمع برخی از دوستان نویسنده وخبرنگار از چاپ ویژه نامه ای با موضوع فرهنگی واجتماعی توسط این روزنامه استقبال کردم ولی ای کاش در دورانی که باید اعتراف کردهنوز اطلاعات بسیاری از هم سن وسالان من درخصوص شهدا، جانبازان وایثاگران پایین است ویا اصلا اطلاعاتی در خصوص رشادت ها ودلیرمردی های آنان ندارند ورسانه ها هم حق شهدا را  آنچنان که باید وشایسته است ادا نکرده اند، 19 دی ویژه نامه ای هم درخصوص شهداومعرفی سبک زندگی آن ها داشت وچه بهتر که نام واقعی این خیابان یعنی" شهدا" را برویژه نامه خود برمی گزید.

در پایان از خداوند خواهانم که امثال بنده حقیر که قلمی در دست دارند به درک صحیحی از شهدا و سبک زندگیشان رسیده تا بتوانیم در آینده پاسخی داشته باشیم که چرا در دورانی که بسیاری از نسل سومی ها با ارزش ها و آرمان های شهدا فاصله گرفته ویا عده قلیلی آن ها را  فقط مربوط به آن زمان قلمداد می کنند و بی تفاوت از کنار درس هاومظلومیتشان می گذرند کاری برای معرفی کسانی که بی منت از جان خود گذشته و تحصیل در دانشگاه های داخل و خارج را رها نمودند تا امروز ما راحت تحصیل کنیم  انجام ندادیم.
=================
یادداشت: محمدرضا قربان زاده
=================
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لوگو
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات دیگر
تعداد بازدیدکنندگان : 160626


.
قالب وبلاگ