رابطه عاشقانه دختر و پسر یا وعده هایی برای خیال بافی؟! - بهار امید
X
تبلیغات
رایتل
بهار امید
نشریه اینترنتی کانون مسجد امام حسن عسگری- قم
نگارش در تاریخ پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 توسط خادم الشهدا

«کی گفته دوستی هر پسر و دختری باید به ازدواج ختم بشه؟ ما فقط با هم دوستیم ! حالا مگه چه اتفاقی می‌افته که یک مدت با هم دوست باشیم؟ بعد اگه دیدیم از نظر فکری به هم می‌خوریم، با هم ازدواج می‌کنیم!»

حتماً این روزها، شما هم جملاتی شبیه این را از دختر و پسرهای امروزی شنیده‌اید یا چیزی شبیه آن را به زبان آورده باشید؟

رابطه‌ی دوستی بین دختر و پسر، امروزه موضوع بحث بسیاری از سمینارها و جلسات شده است. عده‌ای به شدت با آن مخالف‌اند و طرحش را نوعی بی‌شرمی و بی‌حیایی می‌دانند. آن‌ها معتقدند این نوع دوستی‌ها حرام است. در این میان، عده‌ی دیگری معتقدند که دنیا تغییر کرده است و خیلی آزادانه این مسئله را می‌پذیرند.

شما چه‌طور فکر می‌کنید؟ در نظر شما دوستی با جنس مخالف خوب است یا بد؟


  این روزها، پسران و دختران بسیاری هستند که در دوران نوجوانی بدون هدف و برنامه خاصی با یک‌دیگر آشنا و دوست می‌شوند و متأسفانه فن‌آوری‌های جدیدی مثل موبایل و اینترنت، با پیامک یا چت در دنیای مجازی، این امکان را به نوجوانان می‌دهد که با یک‌دیگر قرار ملاقات بگذارند و رابطه‌های بی‌سروته دوستی‌های با جنس مخالف را آغاز کنند.

تصمیم به دوستی با جنس مخالف گرفته‌اید، چون والدین پرکار و مشغولی دارید که هیچ وقت آزادی برای شما ندارند، چون در کنارتان نیستند و شما احساس تنهایی می‌کنید، احساس می‌کنید نیاز به یک حامی دارید یا می‌خواهید شخصی را داشته باشید که در تمام مدت نگران شما باشد و برای شما احساس دل‌تنگی کند.

تصمیم به دوستی با جنس مخالف گرفته‌اید که دوستان و هم‌سالان‌تان شما را مسخره نکنند و شما را فردی عقب‌مانده ندانند.

یکی از بهانه‌های ارتباط بین پسران و دختران جوان، وعده‌ی ازدواج از طرف پسر به دختر است که معمولاً پسرها با این وعده‌ها، با دخترها ارتباط برقرار می‌کنند.

قابل توجه دخترخانم‌ها و آقاپسرها!

دختر و پسر با طرح مسئله‌ی ازدواج با یک‌دیگر دوستی می‌کنند و سعی دارند نیازهای عاطفی هم را برآورده سازند. حقیقت امر این است که این وعده‌ها در حد خیال باقی می‌ماند و هیچ‌گاه به واقعیت بدل نمی‌شود. یک پسر یا دختر تنها، برای این‌که خودش را آرام کند با یک دلیل محکمه‌پسند، هم‌چون این‌که قصد من از این دوستی تنها ازدواج است، سعید دارد فقط به خودش تلقین کند که راه درستی را پیش گرفته است؛ غافل از این‌که بدون هیچ‌گونه توان‌مندی و مهارت‌های اجتماعی، وارد رابطه‌ی عاشقانه‌ای می‌شود که پایانش چیزی جز مشکلات و دردسر نیست.

- بیایید کمی با خودتان خلوت کنید و برای لحظاتی دوستان و اطرافیان‌تان را در نظر بگیرید!

- به دیده‌ها و شنیده‌ها فکر کنید؛

- چند درصد از این دوستی‌ها به مرحله‌ی ازدواج رسیده است؟

- اگر ازدواج کردند، چند درصد موفق بوده‌اند؟

- چند نفر را می‌شناسید که شکست عشقی خورده‌اند و اصلاً دلیلش چه بوده و از کجا شروع شده است؟

مینو 27 سال دارد. او اولین رابطه‌ی دوستی‌اش را با یک پسر در سال‌های مدرسه، زمانی که تنها 14 سال داشت آغاز کرد. از آن سال به بعد پسران بسیاری به بهانه‌ی ازدواج، تقاضای آشنایی با او را داشته‌اند. از چند هفته تا چند ماه و حتی چند سال؛ اما در نهایت از همه‌ی این رابطه‌ها، تنها زخمی بر قلبش مانده و خاطره‌ای تاریک در ذهنش. امروز، هیچ‌یک از پسرانی که روزی عشق آتشین آن‌ها بود در کنارش نیستند.

دوستان من! تحقیقات نشان داده است همین پسرانی که با وعده‌ی ازدواج، ارتباط با دختران را آغاز می‌کنند، زمانی که تصمیم به ازدواج می‌گیرند، از خانواده‌ی‌شان می‌خواهند که دختری مناسب را برای‌شان در نظر بگیرند و رابطه‌ی دوستی‌شان تنها تفریحی بود که زمانش به سر آمده است. فراموش نکنید، پسران به خواستگاری دختری می‌روند که با او دوست نبوده‌اند.

شاید با خودتان می‌گویید زندگی شخصی ما به خودمان مربوط است؛ در دوران نوجوانی و جوانی کمی شیطنت که مشکلی ایجاد نمی‌کند. حال به فرض که ما قبل از ازدواج چند رابطه‌ی دوستی را با جنس مخالف هم تجربه کرده باشیم، مگر چه اشکالی دارد؟

بیایید مسئله را از زاویه‌ی دیگر نگاه کنیم. می‌خواهم موقعیتی را برای‌تان به تصویر بکشم که شاید برای شما یک داستان یا خیال‌پردازی باشد؛ اما من از واقعیت آن برای‌تان حرف می‌زنم!

مریم، دختری بود همانند شما که دوران پرشروشور نوجوانی را با کمی شیطنت و توجیه این‌که حال چند رابطه‌ی دوستی با جنس مخالف که ضرری برای آدم ندارد، پشت سر گذاشت. وقتی تصمیم گرفت زندگی زناشویی خود را با همسرش آغاز کند، هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد که همان چند شیطنت کوتاه دوران نوجوانی، تمامی خوشی‌های زندگی را برایش یک‌باره شب سیاه می‌کند. شاید احتمال وقوعش به نظر شما کم باشد، اما این واقعه اتفاق افتاد!

روزی که همراه همسرش برای خرید به فروشگاهی مراجعه کرده بود، به‌طور اتفاقی با مردی در آن فروشگاه روبه‌رو شد که یکی از همان تجربه‌های شیطنت‌آمیز مریم در گذشته بود. مردی که خودش را به همسر مریم، دوست معرفی کرده بود و از خاطرات خوشی سخن به میان آورده بود که روزگاری دور با مریم داشته است.

فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاد؟ به یک‌باره مسیر زندگی‌اش عوض شد و مردی که با تمام وجود به همسرش اطمینان داشت احساس می‌کرد او را نمی‌شناسد. به همین راحتی، در یک چشم به هم زدن کانون یک خانواده از هم پاشید.

حتماً با خود می‌گویید شاید با کمی توضیح همه چیز به حالت اول برمی‌گشت، احتمالش کم نیست؛ اما به این فکر نمی‌کنید زندگی‌ای که بر پایه‌ی تردید شکل بگیرد، به همان راحتی نیز از هم می‌پاشد.

دوستان من! لحظاتی خود را جای همسر مریم بگذارید؛ تصور کنید ازدواج کرده‌اید و در زندگی زناشویی متوجه رازهایی می‌شوید که همسرتان همیشه از شما مخفی کرده است؛ چه حالی پیدا می‌کنید؟ دوستان من! داشتن رابطه با جنس مخالف، آن هم بی‌هیچ دلیل و منطقی، تنها با نام فرصتی برای خوشی یا شیطنت دوران نوجوانی و جوانی، یا هرچه شما دوست دارید نامش را بگذارید، بیهوده و بی‌ارزش است.

بیایید و برای چند لحظه با خود صادق باشید؛ اگر کسی در زندگی‌تان است که به شما وعده‌ی ازدواج داده یا اگر با کسی آشنا هستید که به او وعده‌ی یک زندگی مشترک شیرین را داده‌اید و واقعاً از این امر مطمئن هستید؛ اگر تصمیم‌تان جدی است، پس خیلی روشن و صادقانه موضوع را با والدین‌تان مطرح کنید و اگر از این امر مطمئن نیستید، بهتر است برای همیشه به این‌گونه رابطه‌ها پایان دهید.

عمر باارزش خود را به‌گونه‌ای پشت سر نگذارید که بعدها برای از دست رفتنش افسوس بخورید.

درست است که جامعه‌ی امروز با گذشته تغییر زیادی کرده و حضور زنان در اجتماع پررنگ‌تر شده است و حضور پررنگ زنان در دانشگاه‌ها و مشاغل کاری، ارتباط او را با مردان بیش‌تر می‌کند، نمی‌توان چشم‌ها را بست و این ارتباط‌ها را نادیده گرفت؛ اما می‌توان با چشمان باز و پاک به درستی به ارتباط‌ها نگاه کرد. لازم نیست به رابطه با جنس مخالف تنها از دید عاشقانه نگاه کرد. فراموش نکنید هر ارتباط سالمی می‌تواند سازنده باشد؛ به شرط آن‌که حد و حریمی برای آن قائل باشیم.

بعضی از نوجوان‌ها و جوانان می‌گویند دیگر در دنیای امروز پسر و دختر معنایی ندارد و وقتی من می‌خواهم با کسی دوست شوم، فرقی نمی‌کند که پسر است یا دختر؛ ولی من به شما می‌گویم این‌گونه نیست. فراموش نکنید ارتباطی که بیش‌تر از عقل، شور و هیجان با آن همراه باشد، نمی‌تواند به شکل درستی ادامه پیدا کند.

امیدوارم اگر روزی در چنین رابطه‌ای قرار گرفتید، یا در حال حاضر چنین شرایطی دارید، با عقل و منطق تصمیم درست را بگیرید!



===============

نویسنده: مهدیس حسینی

=============== 

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لوگو
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات دیگر
تعداد بازدیدکنندگان : 160626


.
قالب وبلاگ