نگاهی بر منافقین و ندای "دخیلک یا آمریکا" - بهار امید
X
تبلیغات
رایتل
بهار امید
نشریه اینترنتی کانون مسجد امام حسن عسگری- قم
نگارش در تاریخ پنج‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1390 توسط خادم الشهدا
سران منافقین نیز دیگر از این دخیل بستن به دامان آمریکا ابایی ندارند زیرا که دیگر آنقدر فشار بر روی آنان از سوی دولت و مردم عراق زیاد شده و آنقدر به روزهای پایانی حیات خود نزدیک شده اند که دیگر زمان را برای این ملاحظات منافقانه کافی نمی دانند آن پدر فرزانه انقلاب  چه بجا بر اینان نام منافق نهاد که رفتار آنان از ابتدای پیدایی تا به امروز فقط مهر تائیدی بر این لقب است که هیچ گاه نتوانستند از آن فرار کنند.

بقایای گروهکی که سالها پیش از پیروزی انقلاب و علی الظاهر به بهانه مبارزه با امپریالیسم و در راس آن آمریکا تاسیس شد، امروز دست به دامان همان امریکا شده و آنچنان پست و حقیر به آنان توسل جسته که پنهان کردنش امکان پذیر نیست. و این در واقع خصلت منافق است که هر روز به فراخور شرایط و منافع از هدف خود روی می گرداند تا شاید دمی بیشتر به حیات همراه با نکبتش ادامه دهد.

با نگاهی به تاریخچه گروهک منافقین و فعالیت های آنان در سالهای پیش از انقلاب، خط مشی را مشاهده می کنیم که در ظاهر داعیه مبارزه با امپریالیسم دارد و اعضای جوان خود را نیز با همین شیوه جذب می کرده است اما در باطن مبارزات این گروهک، انحرافات زیادی یافت می شود که اصل مبارزاتشان را هم زیر سوال می برد شاید اگر بخواهیم با ارفاق زیاد به نقد عملکرد این گروهک در سالهای قبل از پیروزی انقلاب بپردازیم باید حداقل به دو نکته اشاره کنیم که هر کدام به تنهایی در رد تحرکات این گروهک و انکار نقشش در پیروزی انقلاب کافی می باشد.

نکته اول اینکه در زمانی که جامعه روحانیت به رهبری امام خمینی سعی داشتند از طریق احیاء ارزشهای اسلامی و تعالیم دینی، مردم را برای آغاز مبارزه با رژیم پهلوی تشویق کنند و اتفاقاً در راستای همین مطالبه، حکومت انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، منافقین راه و روش مارکسیستی رابرای مبارزه برگزیده بودند.

و نکته دوم اینکه اساساً غیر از روش مبارزه، تعریف غلطی هم از اهداف مبارزاتی خود داشتند که این هم در واقع حاصل همان مشی مارکسیستی بود. به عنوان مثال در زمانی که امام و پیروانش در حال روشنگری از خطر استعمار و استکبار بودند و در حال آماده سازی مردم برای قیامی اسلامی بر ضد هر نوع استعمار که امپریالیسم را هم شامل می شد بودند، منافقین که نه تعریف درستی از امپریالیسم داشتند و نه شیوه ی درستی برای مبارزه را اتخاذ کرده بودند، در راستای به اصطلاح خودشان مبارزه با امپریالسم دست به ترور مستشاران درجه ۳ و ۴ امریکایی شاغل در ایران میزدند!! صد البته این تعریف و مشی غلط در مبارزه با امپریالیسم ، دلیلی شد که وقتی رهبران منافقین برای مقبولیت بخشیدن به حرکت خود در نجف خدمت امام رسیدند با پاسخ منفی و قاطع ایشان روبه رو شدند.

برخی جدا شده های امروز این گروهک نیز هر چند خود را تواب می نامند اما با هدف و منش منافقین در ابتدای پیدایش موافقند و جذب خود را به این فرقه اینگونه توجیه می کنند که مبارزات این سازمان در سالهای نخست با امپریالیسم را کاملاً تائید کرده و هنوز هم حاضر به پذیرش انحرافات خود و این گروهک نیستند.

هر چند نمی توان فرقه رجوی پس از انقلاب را به صورت قطعی بقایای آن گروهک پیش از انقلاب دانست زیرا که اکثریت رهبران آن به فاصله ۲ سال مانده به پیروزی انقلاب یا کشته شده بودند و یا از ایران گریخته بودند و این گروهک عملاً به حالت تعلیق در آمده بود، اما این فرقه نیز که پس از انقلاب توسط مسعود رجوی راه اندازی شد و خود را ادامه آن تحرکات پیش از انقلاب می دانست هم شعار مبارزه با امپریالیسم را سر می داد و از این طریق عضو گیری می کرد. اما در عمل نه تنها به این شعار خود پایبند نبود، بلکه هر جا که منافعش را در خطر می دید به کلی تغیر جهت می داد. و صد البته اسناد بدست آمده از این گروهک هم نه تنها نشانی از مبارزه با امپریالیسم و استکبار نداشت بلکه پرده از روابط آنها با سرویسهای جاسوسی بیگانه بر می داشت.

این در واقع یکی دیگر از تفاوت های نهضت بزرگ امام خمینی با حرکت تروریستی و منحرف منافقین بود. در حالی که امام با شعار نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی در راستای برچیدن کامل دست هر گونه استعمار و استکبار خارجی به میدان مبارزه پای گذاشت و تا پایان راه نیز بر همین اعتقادش استوار بود، منافقین که در آن زمان امپریالیسم را آمریکا تعریف می کردند برای مبارزه با آن دست به دامان بزرگترین رقیبش در شرق یعنی شوروی شدند که البته ارتباطات اعضای این گروهک با سرویس های جاسوسی شرقی که توسط ساواک کشف شد و بعد از انقلاب رسانه ای شد، شاهدی بر این ادعاست؛ هر چند که این ارتباط تنها به زمان شاه محدود نشد و بعد از انقلاب هم در جریان محمد رضا سعادتی و ارتباطش با رابط کا.گ.ب. سر باز کرد و این در حالی بود که ابر قدرت شرقی نیز خود به دنبال نفوذ به داخل ایران و استفاده استراتژیک و استعماری از آن بود.

البته نکته بسیار مهمتر از ارتباطات منافقین پس از انقلاب با سرویس های جاسوسی غربی و شرقی، این است که بزرگترین ضربه منافقین به انقلاب یعنی ترور مغز های متفکر و هسته اصلی انقلاب، همچون بهشتی، مطهری، هاشمی نژاد، باهنر و ... بزرگترین خدمت به امپریالیسم و غرب محسوب می شد که شاید در آن زمان از دست آمریکا هم ساخته نبود ولی منافقین با تمام قوا کمر به انجام آن بسته بودند.

و بالاخره ادامه سیر تاریخی حیات نکبت بار این فرقه ما را به سالهای خدمت منافقین به صدام و حزب بعث و کمک به کشور متجاوز به خاک ایران میرساند که صد البته در پشت پرده این تجاوز ۸ ساله، دستان استکبار جهانی و بخصوص آمریکا و اروپا یا همان امپریالیسم به وضوح مشاهده می شود.

پس از صدام نیز که به دست آمریکا سرنگون شد باز هم تغیر رنگ منافقین را دیدیم که آنان را در راستای اهداف آمریکا در عراق قرار داد این ارتش خصوصی صدام و حزب بعث پس از حمله آمریکا به عراق، به دلیل اینکه قدرت آمریکا را بیشتر دید کمر به نوکری آمریکا بست و در خدمت آنها عملیات می کرد.

مبارزه با امپریالیسمی که منافقین سعی می کردند در طول حیات خود پشت آن پنهان شوند دیگر به کلی از بین رفته بود و البته دقیق تر آنست که بگوییم در تاریخچه این گروهک هرچه بگردیم بیشتر متوجه می شویم که از ابتدا هم مبارزه با استکبار و امپریالیسم فقط یک شعار تو خالی بوده و اصلاً چیزی وجود نداشته که حالا بخواهد از بین برود.

نکته قابل توجه اینجاست که سرکردگان منافقین در خلال این سالها همیشه شعار مبارزه با آمریکا و امپریالیسم را برای مقبولیت در میان ملت ایران سر داده اند و کلیه تحرکات خود را که مصداق نفی این شعار بود پنهان می ساختند و از صحبت در مورد آنها پرهیز می کردند.

اما به تازگی می بینیم که منافقین دیگر این مساله را کلاً به فراموشی سپرده اند و به صورت علنی دست به دامان آمریکا و امپریالیسم شده اند. نگاهی به سایت ها و رسانه های وابسته به منافقین به خوبی نشان می دهد که اهم مطالب آنها در رابطه با سخنرانی ها و بیانیه های دولتمردان درجه چندم بازنشسته آمریکایی و شاغل اروپایی در نشست های غیر رسمی است که به اعتراف خود آمریکاییها، در قبال دریافت دلارهای منافقین، از اشرف و ساکنانش دفاع می کنند.

سران منافقین نیز دیگر از این دخیل بستن به دامان آمریکا ابایی ندارند زیرا که دیگر آنقدر فشار بر روی آنان از سوی دولت و مردم عراق زیاد شده و آنقدر به روزهای پایانی حیات خود نزدیک شده اند که دیگر زمان را برای این ملاحظات منافقانه کافی نمی دانند! و رهبران منافقین حالا دیگر برای دریافت کمک از آمریکا فریاد می زنند و همانگونه که هر خدمتی که از دستشان ساخته بود برای خوش خدمتی به صدام انجام دادند، دربست در اختیار آمریکا قرار گرفته اند.

منافقین این روزها به دامان آمریکا دخیل بسته اند و برای ماندن در عراق به آمریکا و اروپا التماس میکنند! مریم رجوی، سرکرده این گروهک در این زمینه که اصلی ترین بدبختی منافقین در این روزهاست آمریکا را مسئول تامین امنیت منافقین در کمپ اشرف می داند! و این در حالی است که با تمام این جست و خیزهای در خدمت امپریالیسم، هنوز حتی از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا نیز خارج نشده اند. البته این به معنی عدم حمایت ایالات متحده از این گروهک تروریستی نیست زیرا که اگر حمایتی در کار نبود تا حالا بارها و بارها به دست دولت و مردم عراق از این کشور اخراج شده بودند.

هرچند برای خود منافقین هم روشن است که نهایتاً نه آمریکا و نه اروپا نمی توانند در مقابل اراده مردم و دولت عراق مبنی بر اخراج این گروهک تروریستی از خاک کشورشان قرار گیرند ولی باز هم به این التماس های دیپلماتیک ادامه می دهند.

به هر حال این سرنوشت نکبت بار منافقینی است که پس از سالها فریاد مبارزه با آمریکا و امپریالیسم حالا چقدر حقیر چشم به عنایت آمریکا در حق خود دارد.

============
نویسنده: امیر رضایی
============

 
 

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لوگو
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات دیگر
تعداد بازدیدکنندگان : 157554


.
قالب وبلاگ